دغدغه های یک جوان ایرانی در مورد میهن ، آزادی و عدالت
نوشته شده توسط حسین ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹
نوشته شده توسط حسین ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹

متن ارسالی توسط سپاه سایبری :
کاربر محترمنوشته شده توسط حسین ۱۳ نوامبر ۲۰۰۹

30 نظر موضوعات : زن, زن و تبعیض جنسی, زنان
نوشته شده توسط حسین ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹
نوشته شده توسط حسین ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹
1- پیوست «هبوط» - min 2:00
دانلود کنید با حجم 1.83 MB
2- «هبوط» - min 4:49
دانلود کنید با حجم 4.42 MB
3- پیوست «میخندم» - min 1:54
دانلود کنید با حجم 1.74 MB
4- «میخندم» - min 3:30
دانلود کنید با حجم 3.21 MB
5- پیوست «سرباز» - min 1:39
دانلود کنید با حجم 1.52 MB
6- «سرباز» - min 6:08
دانلود کنید با حجم 5.62 MB
7- پیوست «تکذیب ِ واقعی ِ خودکشی ِ حقیقی ِ من» - min 3:22
دانلود کنید با حجم 3.09 MB
8- «تکذیب ِ واقعی ِ خودکشی ِ حقیقی ِ من» - min 4:57
دانلود کنید با حجم 4.54 MB
9- پیوست «جیزِس» - min 1:03
دانلود کنید با حجم 988 KB
10- «جیزِس» - min 4:04
دانلود کنید با حجم 3.73 MB
11- پیوست «الست» - min 2:01
دانلود کنید با حجم 1.85 MB
12- «الست» - min 5:03
دانلود کنید با حجم 4.62 MB
13- پیوست «انسان میجویم» - min 2:50
دانلود کنید با حجم 2.60 MB
14- «انسان میجویم» - min 5:08
دانلود کنید با حجم 4.70 MB
15- پیوست «تمام ِ قوای ِ محسوس» - min 0:48
دانلود کنید با حجم 758 KB
نوشته شده توسط حسین ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹
متن زیر نامه جمعی از بلاگرهای ایرانی برای آزادی علی پیرحسینلو هست که توسط دوست عزیزمون مجتبی تنظیم شده ، با منتشر کردن این نامه گامی در جهت آزادی دوست و یار وبلاگ نویسمون الپر برداریم !

روزگاری دور و نزدیک در پرسههای اینترنتی خود به صفحهیی در اینترنت برمیخوردیم که در بالای صفحهی آن نوشته شده بود «پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم». علی پیرحسینلو
از دوستان قدیمیمان در وبلاگستان پارسی نویسندهی این صفحه بود که مانند بسیاری از ما اندیشهها و تفکرات خود را در وبلاگاش بدون پردهپوشی و با شجاعت مینوشت.
در گیر و دارهای حوادث بعد از 22 خرداد و در ادامهی بازداشت گستردهی روزنامهنگاران و نویسندهگان و اهل اندیشه که همه از سر کینهتوزی و انتقام بود،علی پیرحسینلو یا همان الپر قدیمی وبلاگستان به همراه همسرش (فاطمه ستوده) بازداشت و روانهی زندان شده است. همسرش در ابتدای امر آزاد شد، ولی علی همچنان زندانی است…
اکنون بیش از سه هفته است که علی دوست و همراه قدیمیمان زندانی است و در زندان اوین حال و روزگار او از ما و خانواده و همسرش پوشیده است. کسی که بدون پرده پوشی مینوشت، اکنون در غباری از بیخبری در زندانی نگهداری میشود که جای و او امثال او آنجا نیست. در زندانی که دیگر دوستان وبلاگنویسمان، همچون محمدعلی ابطحی، هنگامه شهیدی، فریبا پژوه و بسیاری دیگر در بازداشت به سر برده و از کانون گرم خانوادهی خود دور هستند؛
برای اینکه اعتراف کنند به ناکردهها، برای اینکه پروندهشان مشروعیتی باشد برای دولتی که مشروع نیست، برای اینکه بدون پرده پوشی سخن گفتن در این دیار جرم محسوب شده و سرانجام صادقانه نوشتن و صادقانه زندهگی کردن و صادقانه اندیشیدن زندان است و از دیدگاه تمامیتخواهان جرم.
پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم؛ علی پیرحسینلو مجرم نیست، جای او زندان نیست، بازداشت و زندانی کردن او و بازداشت دیگر دوستانمان که اکنون ماهها است در زنداناند و زیر فشارهای نامتعارف و غیرقانونی و غیر انسانی، بازداشت همهی ما وبلاگنویسان ایرانی است.
پوشیده چه گوییم همینم که هستیم؛ ما جمعی از وبلاگنویسان ایرانی خواهان آزادی علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگنویسمان هستیم. ما میخواهیم که وی هر چه زودتر نزد خانواده و همسرش بازگردد و پروندهسازی و تهمت و افتراها از روی او رخت بربندد. ما وبلاگنویسان ایرانی حضور علی پیرحسینلو در زندان را بر خلاف موازین حقوقبشر و رفتاری غیرقانونی و غیرانسانی میدانیم. ما خواهان آزادی هر چه سریعتر علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگنویس دربندمان همچون هنگامه شهیدی، محمدعلی ابطحی و فریبا پژوه هستیم.
بلاگرهایی که تا کنون نامه را منتشر کردهاند:
0 نظر موضوعات : الپر, وبلاگنویسی
نوشته شده توسط حسین ۹ اکتبر ۲۰۰۹

0 نظر موضوعات : دل, دوست داشتن, زندگی
نوشته شده توسط حسین ۱۷ اوت ۲۰۰۹
3 نظر موضوعات : شیوا نظرآهاری
نوشته شده توسط حسین ۱۱ اوت ۲۰۰۹

کمی آن طرف تر از مرز زندگی
زوربای یونانی مرا به رقص می خواند
در کنار گورستانی متروک
مرده ها بر سر تابوت می رقصند
آنها تحلیل می کنند زندگی را
و فریاد می زنند : ...
من در پی یافتن حقیقتی نا معلوم
پیکرم را بر خاک گورستان می کشم
تا شاید لاشه ای برایم از نسل های سوخته بگوید
نسل هایی که قرن به قرن فنا شده اند و شعور انسانیشان در قاب دین ورزی گم شده است !
نعش ها سرگردان
نعش دینداران خداپرست
که همه عمر لاف زدند
با نعش مردگان از خدا بی خبر
هر کدام در به در در پی معاد می گردد...
جاهدان یک عمر جهالت کردند
زاهدان یک عمر رذالت کردند
مومنان یک عمر جنایت کردند
به اسم دینشان تجاوز کردند
کتاب های الهی را در مغزم دوره می کنم ...
شعارشان این بود : کمال انسانی !
هدیه شان این بود : حقارت !
ترانه زوربا همچنان بر فضا حکمفرماست
در همان فضای وهم انگیز به دنبال لاشه ها می رقصم
نعش ها سرگردان
به دنبال حقیقت می گردند ...
افسوس !
باور نکرده اند که همه عمر فریب خورده اند.
نوشته شده توسط حسین ۴ اوت ۲۰۰۹
1 نظر موضوعات : محمد رضا شریفی نیا
نوشته شده توسط حسین ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
نوشته شده توسط حسین ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
نوشته شده توسط حسین

منابع :
0 نظر موضوعات : احمد شاملو
نوشته شده توسط حسین ۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
نوشته شده توسط حسین ۲۸ ژوئن ۲۰۰۹